تبلیغات شما اینجا قیمت سرور پرینتر اچ پی راهنمای خرید ویدئو پروژکتور اچ پی سرور سرور اچ پی سوئیچ شبکه سیسکو سوئیچ سیسکو یو پی اس فاراتل دوربین مداربسته سامسونگ دوربین مداربسته هایک ویژن دوربین مداربسته داهوا قیمت موبایل قیمت انواع گوشی قیمت گوشی پایین ترین قیمت گوشی بهترین گوشی برای موزیک بهترین گوشی برای سلفی بهترین گوشی برای بازی راهنمای خرید تلویزیون راهنمای خرید موبایل راهنمای خرید گوشی قیمت انواع تبلت قیمت تبلت لپ تاپ قیمت قیمت لپ تاپ قیمت لپ تاپ ایسوس سری x قیمت لپ تاپ ایسوس سری N قیمت لپ تاپ ایسوس سری v قیمت لپ تاپ ایسوس سری U قیمت لپ تاپ ایسوس سری K555 تور آنتالیا مرکز خیریه دیجیتال مارکتینگ بازاریابی دیجیتال مرکز خیریه
بستن تبلیغات [X]
sher_bekr
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
sher_bekr
شعر بکر...
سه شنبه 14 دی 1395

با سلام خدمت دوستان

در این وبلاگ قصد دارم مطالب و شعرهایی رو که خودم و سایر دوستان تهیه می کنند رو جمع بندی کرده و براتون بذارم.

بعضی از این مطالب و شعرها رو هم که خودم گفتم رو هم واستون می ذارم امیدوارم که خوشتون بیاد.

اگه شما هم از مطلبی خوشتون میاد می تونین برام بفرستین تا نمایش داده بشه و بقیه هم بتونن ازش استفاده کنن.

و تا جایی که امکان داره اگه مطالب رو با اسم شاعر و نویسنده اش درج و کپی کنین ، ممنون میشم.

لحظه هاتون قشنگ ...

زهرا احمدی

zahra ahmadi يکشنبه 23 مهر 1396
خنده بر لب داری و چشمت گواه غصه ها
این تناقض در کلام ، رسوا کند آرایه ها

شعر از زهرا احمدی

zahra ahmadi پنجشنبه 20 مهر 1396
دلِ ماندن اگر ندارید، پای نیامدن را محکم به زمین بکوبید...
عشق ،یک مهمانی ساده نیست...
بگذارید حرمت بدرقه ها حفظ شود...

دلنوشته از زهرا احمدی

zahra ahmadi دوشنبه 17 مهر 1396
باورم اگر داشته باشی،
با تو از پاییز خواهم گفت...
از راز ریزش برگ های طلا رنگی که شنیده ام مغرورند و محکومند به افتادن به زیر پا ...
باورم اگر داشته باشی می گویم،با چهره ی زرد اما رقصان ،اینگونه ازجان رها شدن؛
نشان از عاشقی دارد؛
!ندارد؟

دلنوشته از زهرا احمدی

zahra ahmadi جمعه 7 مهر 1396
به خاک پاک دوست ، جان را فدا کردم
به حقش، حقِ بر گردن ادا کردم
مرا اندر قیاس دیگران، یکسان بیان میکرد
من او را از همه عالم جدا کردم
جهان را خالقی یکتا بود ، بر منکرش لعنت
من اورا بر جهان خویشتن ، همچون خدا کردم
گشودم مکتبی از عشق ، از عشاق ، من در شهر
تمام عالمان مدعی را مبتلا کردم
به سانِ دردِ بی درمان ، گرفتارند همه مردم
حکیم و حاکمانش را ، خودم با عشق دوا کردم
در این حالِ پریشانی گشودم چشم از بستر
عجب خوابی ، چه رویایی، چه بد کردم، جفا کردم
در این عالم که مبهوتم ،در این بیداری و در خواب
به رسم عاشقی ، نجوا کنان نامش صدا کردم

شعر از زهرا احمدی

zahra ahmadi پنجشنبه 6 مهر 1396
به تو ، من شرح حالی از جفای یار می گویم
ز ظلم یار در حقم ، نه کم ، بسیار می گویم
ببین حالم، بیا گاهی طبیبانه به بالینم
مرا نسبت به مستی داد و این هوشیار می گویم
از آن ساعت که عشق آمد تپش افتاده در جانم
که دردم را به هم خویشان و هم اغیار می گویم
نه می راند ، نه می خواند که چون بغضی گلاویزم
منم آواره وار از جان ، به حکم ، انکار می گویم
بگویی در دلش افتاده این معنا ، که تا آخر
منم آن کس که هم با ظلم وی ، دلدار می گویم
نباشد بیش از این طاقت برای بیشتر گفتن
هم این را نیز به صرف عشق ، استمرار می گویم


شعر از زهرا احمدی

zahra ahmadi يکشنبه 2 مهر 1396
در پس عشقِ نمادین تو ، سرلوحه ی عالم شده ام...
همه دانند که از معرکه دورم، تو خود حادثه ای...

شعر از زهرا احمدی

zahra ahmadi دوشنبه 27 شهريور 1396

تا کی میخواهی در این جهانی که مابین دستها و زانوانت ساخته ای ، غم نبودنش را بغل کنی؟
بلند شو و بتکان دامنت را از این گرد و غبار قدیمی...
ببین که چگونه خوشبختی برای جای گرفتن در آغوشت، دست از پا نمی شناسد...
بلند شو و با دستانی باز به استقبال این حالِ خوش برو...

دلنوشته از زهرا احمدی

zahra ahmadi يکشنبه 26 شهريور 1396

حسی به نام عشق؛ در محور زمان

گفتی بخوانمت؛ چون برگی از رمان

در جای جای دل؛ آسوده،در امان

هستی و هستم و ،می مانم و بمان...


شعر از زهرا احمدی

zahra ahmadi يکشنبه 12 شهريور 1396
بوی باقلوا در خانه...
فصل جدیدیست که مادرم می سازد...
غرق میشوم در این رایحه...
چه دلچسب...
عشق برای من به شیرینی باقلواست و زندگی من پر شده از عشق ...
خدایا شکرت...
باقلوا ...
عشق ...
زندگی ...
چه سعادتیست، به برکت حضور مادرم ...

دلنوشته از زهرا احمدی